دوباره در دل من خیمه عزا نزنید

نمک به زخم من و زخم خیمه ها نزنید

شکسته  تر زمن پیر دیگر اینجا نیست

مرا زمین زده است اکبرم شما نزنید

برای آنکه نمیرم ز شرم مادرتان

میان این همه لبخند دست و پا نزنید

خدا کند که بگوید کسی به قاتلتان

�?قط نه اینکه دو بی کس دو تشنه را نزنید

که در برابر چشمان مادری تنها

سر دو تازه جوان را به نیزه ها نزنید

                                                     حسن لط�?ی

با سلام و عرض ادب :

دوستان شما میتواتید از طریق ایمیل این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید با ما در ارتباط باشید.