یا بر سر من، از سر نی، سایبان بده

یا بر بلند نیزه مرا آشیان بده

با گیسوی رها شده در دست بادها

از نی، مسیر قا�?له ات را نشان بده

جانم به لب رسیده، ولی جان نداده ام

گ�?تم به دل، که صبر کن و امتحان بده

نیزه سوار گشته ای و تند می روی؟

جا مانده ام ، برای رسیدن، زمان بده

پایم دگر برای خودم نیست، باغبان!

بر ساقه های مرده ی من، باز جان بده

دیدم که گ�?ت، چشم ربابت به نیزه دار

گهواره ی عزیز دلم را تکان بده

خون تو و حجاب من، ارکان کربلاست

کشتی به گل نشسته، مرا بادبان بده

                                         محسن عرب خالقی

با سلام و عرض ادب :

دوستان شما میتواتید از طریق ایمیل این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید با ما در ارتباط باشید.