تا که لبریز شد از عشق تو پیمانه دل

شده چون عرش خدا منزل ویرانه دل

باده عشق بود ورنه کجا تا به ابد

رسد امروز چنین ناله مستانه دل

دل اگر هست دل زینب کبری باشد

آفرین باد بر این همت مردانه دل

ز آشنا تا که به گوش دلش آواز رسید

شد خموش از سخن مردم بیگانه دل

گفت ای همسفر از خواهر خود رنجیدی

تو چه دیدی ز من ای گوهر یکدانه دل

دست کوتاه بود تا که سر پاک تو را

از سر نیزه کشانم به سوی خانه دل

عبدالحسین رضایی

 

با سلام و عرض ادب :

دوستان شما میتواتید از طریق ایمیل این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید با ما در ارتباط باشید.