ای یل حیدری مآب عباس

وای خدا را چو درّ ناب عباس

ای تو معیار هر جوانمردی

وای تو میزان هر صواب عباس

ذره ای �?ضل تو نمیگنجد

در خط و ص�?حه و کتاب عباس

ای که تو در میان هاشمیان

بوده ای سید الشباب عباس

در بر پرتوی ز رخسارت

بی �?روغ است آ�?تاب عباس

تا دمی جلوه ای کند مهتاب

رخ نهان کن پس نقاب عباس

از غم چشنهای زیبایت

قلب هر سنگ شد مذاب عباس

تا تو بودی عدو نمی دیدی

عا�?یت را مگر به خواب عباس

تشنه لب زآب آمدی بیرون

پا نهادی تو در رکاب عباس

در ک�?ت مشک آب و سوی خیام

رو نمودی تو با شتاب عباس

از هزاران کمان سرت میریخت

بارش تیر بی حساب عباس

تا به مشکت رسیت تیر، انگار

آسمان شد سرت خراب عباس

تیر بر مشک آمد و ماندی

پیش ط�?لان تو بی جواب عباس

دشمنت زود کار خود را کرد

کم نمود از دلت عذاب عباس

ساخت از ضربتی ز آهن سرد

صورتت را ز خون خضاب عباس

محمد مهدی را�?ع تنها

با سلام و عرض ادب :

دوستان شما میتواتید از طریق ایمیل این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید با ما در ارتباط باشید.