پرینت 

نگاه مختصری کن به چشمهای ترم

که جان سالم از این مهلکه به در ببرم

لبی تکان بده پلکی به هم بزن بابا

ن�?س بکش علی اکبر ن�?س بکش پسرم

ن�?س بکش پسرم تا که من �?زع نکنم

و پیش خنده این قوم نشکند کمرم

دل من از پس این داغ بر نمی آید

حری�? این همه آتش نمی شود جگرم

خودت بگو بدنت را چگونه جمع کنم

پر از علی شده خاک تمام دور و برم

کنار جسمتو باید به داد من برسند

تو این همه شده ای! من هنوز یک ن�?رم

                      مصط�?ی متولی