قدم بزن و دلم را به زیر پا بگذار

و �?رصتی که تماشا کنم ترا بگذار

قدم بزن جلوی من و جای پایت را

به روی قطعه ای از خاک کربلا بگذار

اویس دل شده محو جمال پیغمبر

چگونه دل بکنم از تو یا علی اکبر

چقدر رؤیت ختمی ماب می چسبد

چقدر حوصله وقت شتاب می چشبد

تو قد کشیده ای و شاخه داده ای اکنون

به زیر سایه قد تو خواب می چسبد

بزن کنار زرخ گیسوی مجعد را

که خوب بنگرم این حضرت محمد را

برای ر�?تن میدان شهاب ثاقب باش

به چشم هم زدن من زدیده غائب باش

شبیه آینه خود را نشان مده به همه

کمین زدند حسوان کمی مواظب باش

نبند جانب چشمم صراط چشمت را

بیا وقطع مکن ار تباط چشمت را

                                                     سعید تو�?یقی

با سلام و عرض ادب :

دوستان شما میتواتید از طریق ایمیل این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید با ما در ارتباط باشید.