پرینت 

نه به دیده نور و نه به تن توانم

بنشینم خون جگر �?شانم

شده پاره پاره بدن جوانم

 به کجا بگردم گل خود بجویم

که ز خون �?رقش رخ خود بشویم

بنشینم و یا ولدی بگویم

 گل من �?د�� شد به ره خدا شد

لب تشنه از من پسرم جدا شد

 پسر شهیدم ، ثمر امیدم

به خدا شکستم ، به خدا خمیدم

که به لجه ی خون بدن تو دیدم

 تو ستاره بودی شب ظلمتم را

تو ز دل زدودی همه غربتم را

تو ز ک�? ربودی همه کربتم را

 بنگر چه آمد به سرم علی جان

ز غم تو خون شد جگرم علی جان

پسرم علی جان پسرم علی جان

                 شاعر؟؟؟