پرینت 

این اسبها از این بدنم پا نمی کشند

از روی غنچه ک�?نم پا نمی کشند

تا که گلاب ناب مرا در نیاورند

از غنچه های یاسمنم پا نمی کشند

این نیزه ها که در جگرم پا گذاشتند

چون داد می زنم حسنم پا نمی کشند

می خواستم دوباره صدایت کنم ولی

یک لحظه هم از این دهنم پا نمی کشند

موی مرا به دست گر�?تند و می کشند

اما ز دست و پا و تنم پا نمی کشند

                      رحمان نوازنی