ابر زخمت دوباره بارش كرد

آسمان را دچار لرزش كرد

چشم در خون نشسته ام،قاسم

زخم هاي تو را شمارش كرد

كاكلت دست يك مغيره ص�?ت

خنده اش با كنايه غرش كرد

اي يتيم حسن،گلوي تو را

سايه ی دشنه اي نوازش كرد

نيزه اي در طوا�? سينه ي تو

با خداي خودش نيايش كرد

زير نعل زمخت صدها اسب

درد صبر تو را ستايش كرد

خس خس سينه ي شكسته ي تو

صحنه را موبه مو گزارش كرد

                                 وحید قاسمی

با سلام و عرض ادب :

دوستان شما میتواتید از طریق ایمیل این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید با ما در ارتباط باشید.