شمسی و روی زمین با روی ماه ا�?تاده ای

تا اذان مانده چرا در سجده گاه ا�?تاده ای

سینه تنگ و عرصه تنگ و غربت تو می کشد

زیر دست و پای دشمن بی سپاه ا�?تاده ای

گ�?ت بابا دست خود را حائل رویت کنم

راست گ�?ته مثل زهرا بی پناه ا�?تاده ای

ای عمو از خیمه می آیم  کمی آرام باش

از چه با زانو به سوی خیمه راه ا�?تاده ای

خوب معلوم است از پیشانی و ابروی تو

با رخت از روی مرکب  گاه گاه ا�?تاده ای

در دل گودال جای ماهرویی چون تو نیست

یوس�? زهرا چرا دربین چاه ا�?تاده ای

من به هل من ناصر تو آمدم در قتلگاه

آمدم دشمن نگوید از نگاه ا�?تاده ای

                        محمد سهرابی

با سلام و عرض ادب :

دوستان شما میتواتید از طریق ایمیل این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید با ما در ارتباط باشید.