رساله�?اي كه نوشتم ز اشك ناز �?روشم

نه شد كه بر تو �?رستم نه شد كه باز بپوشم

 گناه و درد به يك سو غم �?راق به يك سو

تمام عمر دو بار گران نشسته به دوشم

 گلايه هست و ليكن نمانده حال گلايه

تو درسئوال بكوش و مبين چنين�?كه�?خموشم

 ز پاي گرچه بي�?تم وصال تو ندهد دست

ولي چه چاره كه بايد تمام عمر بكوشم

 اگر چه بي كس و كارم اگر چه هيچ ندارم

به عالمي سر مويي ز زل�? تو ن�?روشم

 قسم به ديده جوشان قسم به خانه بدوشان

كه تا نيامدنت جز به خ�?مّ اشك نجوشم

 به حال بي كسي من كسي نكرد عنايت

ثمر نداد �?غانم، اثر نكرد خروشم

 دل گر�?ته علاجي بغير گريه ندارد

من آن علاج به دستم من آن پياله به دوشم

 چگونه هست ميسّر كه راني از در لط�?ت

مرا كه قيد تو بر گردن است و حلقه به گوشم

www.ramazan.ir

با سلام و عرض ادب :

دوستان شما میتواتید از طریق ایمیل این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید با ما در ارتباط باشید.