پرینت 

آنجا که لحظه ها به شما پش�� می کنند

یا پنجه ها مقابلتان مشت می کنند

آنجا که نوشهای شما نیش می شود

خلق زیاده خواه کم اندیش می شود

آنجا که اسب آمدنت تند می دود

جا، بهر پارک کردنتان ط�?ره می رود

آنجا که ابرهای ظهور تو لاله کار

باید به شوره زار ببارد نه مَرغزار

آنجا که چشمها به شما دل نبسته اند

�?رسنگها جلوتر از این بار بسته اند

آنجا که از تلألؤ تو غا�?لست شهر

دنبال روشنایی کم مصر�? است شهر

آنجا که باغ بی تو تأس�? نمی خورد

کنعان غم جدایی یوس�? نمی خورد

آنجا که باز م�?هر تغا�?ل به جبهه هاست

یوس�? اسیر چاه خودی ساز �?تنه هاست

آنجا که کرده شعله حق مسلکی ا�?�?ول

تا گردن است دیده مردم درون پول

آنجا که هست اهرم خدمت به مردمان

تر�?ندهای بانک پاسارگاد و پارسیان

آنجا که هست ارزش بی ارزشی زیاد

ناموس حجب ، ب�?رده حجاب سرش ز�? یاد

آنجا که پشت پشت به عصیان کنند رو

با ماهواره ،سایتهای گزا�?ه گو

بهتر همان که ثانیه ها را هدر دهی

یا بی خبر نیامده ما را خبر دهی

�?رصت برای گل شدن غنچه ها بده

آبی به پای بیخ و بن لحظه ها بده

                                                                               

 شاعر؟؟؟