هر که مرا به روضه تو راه داده است

تاج محبت تو به �?رقم نهاده است

از ابتدای خلقت حق در دو چشم ما

تصویری از عزای محرم �?تاده است

دست کم از شهید ندارد به محضرت

هر کس که پای پرچم تو ایستاده است

همچون رعیت تو کسی سر بلند نیست

ذاتاً غلام عشق تو ارباب زاده است

بی گریه بر تو هر که ن�?س می کشد دمی

انگار زندگی هخود از دست داده است

                  ا��سان محسنی �?ر

یک وقت زخانه ات جوابم نکنی

با ل�?ظ برو خانه خاربم نکنی

می ترسم از آن لحظه که روز عرصات

در زمره نوکران حسابم نکنی

پیش نظر سینه زنانت محشر

بیچاره رو سیه خطابم نکنی

نزدیکی درب دوزخ  آقای بهشت

با بستن پلک خود عذابم نکنی

سوگند به جان مادرت ای آقا

شرمنده روی بوترابم

�?ردای قیامت سر حوض کوثر

با هرم نگاه خویش آبم نکنی

ای ساقی تشنه لب دلت می آید

مهمان پیاله ای شرابم نکنی ؟

                                 وحید قاسمی

بال �?رشته که خاک پای حسین است

�?رش حسینیه عزای حسین است

�?اطمه دنبالش است روز قیامت

هر که به دنبال دسته های حسین است

شعر من و تو که ا�?تخار ندارد

تلا که خدا مرثیه سرای حسین است

رحمت زهرا برای اینکه بریزد

منتظر گریه ای برای حسین است

در دل مردم چه هست کار نداریم

در دل ما که برو بیای حسین است

دست به مت کسی دراز نکردیم

هر دو جهان دست ما گدای حسین است

گندم شهر حسین روزی ما شد

باز سر س�?ره ها غذای حسین است

قیمت اشک برای خون خدا هست

دست همان کس که خون بهای حسین است

پرچم کرببلا همیشه بلند است

حا�?ظ پرچم اگر خدای حسین است

هر چه که ما خواستیم �?اطمه داده

آنچه �?قط مانده کربلای حسین است

                     علی اکبر لطی�?یان

��نانکه خرج عزای تو می شوند

از زائران کرب و بلای تو می شوند

جاری کوثرند و مباهات �?اطمه

این چشمها که نذر ولای تو می شوند

تنها تو قابلی که شهید خدا شوی

ه�?تاد و دو ن�?ر شهدای تو می شوند

خوشه به خوشه گندم ری بعد کشتنت

اطعام س�?ره های عزای تو می شوند

مردم به روز حشر که غوغای بی کسی است

دست تهی دخیل گدای تو می شوند

گیرم که خیمه های تو را زیر و رو کنند

این خانه ها حسینیه های تو می شوند

                                     جواد حیدری

چه خوب شد عر�?ه دلبرم صدایــم کرد

خدا به خاطر ارباب این عطایـــم کرد

به دامن جبل الرحمه پا به پای حبیـب

به آستان ر�?یع دعا رهایـــــــم کرد

چه �?رصتی که به همراه کروان حسین

مسا�?ر س�?ر دشت نینوایــــــــم کرد

زسعی مروه و سعی ص�?ا عــــبورم داد

به طو�? حج حقیقی دل آشنایـم کرد

چه منتی که در این روز معر�?ت،اربـاب

به خوان نعمت الع�?و خود گدایــم کرد

منی که هیچ نبودم به شی مذکــوری

به حب �?اطمه شایسته ثنایم کـــــرد

به ا�?تخار علی ره به بام هــــــم داد

که هم نشین تمام �?رشته هایــم کرد

ز گریه حوله احرام دلبرم خیس اسـت

صدای ناله ارباب مبتلایم کـــــــرد

همه به حال دعای حسین می گـریند

نوای یارب زینب پر از نوایــــم کرد

به دیده اشک مناجات کئکان زیباست

زگاهواره خود کودکی ندایم کــــــرد

علی اکبر و طعم �?راز های دعـــــــا

به شیوه های دعا خواندن آشنایم کرد

به اشک چشم علمدار کاروان سوگــند

حسین بود که دلداده خدایم کـــــرد

همان حسین که با جلوه کرامت خــود

کرم نمود و صدا سوی خیمه هایم کرد

بدون اذن خودش کربلا نمی آیـــــم

ز درد با که بگویم که کربلایم کـــرد

خوشم از آنکه بگویم به دوستان شهید

حسین عاقبت از عشق خود �?نایم کرد

                                                           حاج محمود ژولیده

عشق زند سکه به نام حسین

عقل بود محو قیام حسین

او شجر بارور مصط�?ی است

لاله باغ علی مرتضی است

ره��ر دین اسوه آزادی است

دوستی اش لط�? خدادادی است

ای گهر مخزن علم خدا

وی به ک�?ت مشعل راه هدی

گر تو نبودی اثر از دین نبود

مکتب ارزنده آیین نبود

گ�?ت نبی �?اتح بدر و حنین

حسین و منی و انا من حسین

گ�?ت پیمبر که منم از حسین

زآن که حسین است مرا نور عین

دین من از خون خود احیا کند

خائن دین را همه رسوا کند

برد ملک از بر گهواره ات

سوی �?لک در پی نظّاره ات

خیل ملک محو جمالت شدند

اهل سما غرق وصالت شدند

مظهر حق زینت دوش رسول

پرورشت داد به دامان بتول

ای شده راضی به قضای خدا

هستی تو گشت �?دای خدا

آنچه تو خواهی ز برای همه

حق دهدت ای پسر �?اطمه

خواه از او ای یم �?ضل و عطا

تا که کند از همه ع�?و خطا

تا که خداوند خدایی کند

سلطنتت جلوه نمایی کند

خادم در گاه تو (خباز)شد

زین سمت از شوق سر ا�?راز شد

                           زنده یاد خباز کاشانی
خانۀ شیر خدا امشب پر از نور خداست
الـبشاره لیلۀ میلاد مصباح الهـداست
بر سر دوش نبی، شمس ولایت جلوه گر
پیش روی �?اطمه، مرآت�? حسن�? ابتداست
�?اطمه آورده �?رزندی که در قدر و جلال
هم محمد هم امیرالمؤمنین هم مجتباست
چشم ثاراللهیان روشن به میلاد حسین
کام حزب اللهیان شیرین که این عید خداست
گام گام�? مقدمش، رشک گلستان بهشت
عضو عضو�? پیکرش، اوراق صنع کبریاست
این همان مصباح دست غیب رب العالمین
این همان قرآن روی قلب ختم الانبیاست
چشم نه، لب نه، جبین نه، حنجر و رخسار نه
پای تا سر غرق در گلبوسه‌های مرتضاست
با وجود آنکه نَبوَد رحمت حق را حدود
این نمای رحمت بی حد�?ّ ذات کبریاست
سبط احمد، نجل حیدر، آرزوی �?اطمه
خون قرآن، اصل ایمان، قلب دین، روح دعاست
قطره‌ای از بحر لط�?ش چشمۀ آب حیات
ذره‌ای از خاک کویش درد عالم را دواست
وص�? او باید کسی گوید که قرآن آورد
مدح او باید کسی گوید که او را خونبهاست
هر چه می‌بینم جمالش را، نبی پا تا به سر
هرچه می‌خوانم ثنایش را،علی سرتا به پاست
هر سری تقدیم جانان گشت، خاک پای او
هر دلی جای خدا گردد، بر او صحن و سراست
هر چه از او خواست ذات پاک حق تقدیم کرد
درعوض او ازخدای خویش بگر�?ت آنچه خواست
من نمی‌گویم، نمی‌گویم، خدا باشد حسین
لیک گویم گر خدایی از خدا خواهد، رواست
خواهـر مظلومۀ او مـادر آزادگی است
تـا قیامت بر همه آزاد مردان مقتداست
اصغری دارد که ذبح اکبرش خوانند خلق
دختری دارد که دست بسته‌اش مشکل گشاست
مادری دارد که در قرآن، خدا مدّاح اوست
مدح او تطهیر و قدر و�?جرو نور و«اهل‌أتی»ست
قامتی دارد، قیامت گوشه‌ای از سایه‌اش
صورتی دارد که در چشم محمد دلرباست
بازویی دارد چو بازوی امیرالمؤمنین
هیبتی دارد که گویی خود علی مرتضاس��
روز محشر ذکر کل انبیا یا �?اطمه است
�?اطمه گوید خداوندا حسین من کجاست؟
او ب�?وَد �?�?لک نجات و لنگرش دخت علی
این نباشد ک�?ر اگر گویم خدایش ناخداست
شهریار کشور دل‌ها حسین بن علی
زادۀ ام‌البنین �?رمانـدۀ کل قـواست
آنچه در عالم گنه کار است در روز جزا
گر خدا بخشد به یک موی حبیب او به جاست
گر چه حتی روز محشر چشم زهرا سوی اوست
هر شب او واقعه، هر روز او روز جزاست
اینکه خنـدانیم و گریـانیم در میلاد او
می‌کند ثابت، گ�?ل ما از زمین کربلاست
آنکه سر سازد نثار دوست، از عالم سر است
کشتۀ محبوب را گر کشته پنداری خطاست
مرگ در بستر بوَد بر عاشق صادق حرام
این معما را کسی داند که با ما آشناست
شور ما شور شهادت، شوق ما شوق وصال
زخم ما یاری رحمت، خون ما آب بقاست
من ز خون دل نوشتم بـر جبین آسمان
هر که �?انی در ره حق نیست، پایانش �?ناست
قبر: کعبه، رکن: مقتل، تربت عشاق: ح�?جر
مضجع من «مروه» و ایوان عباسم «ص�?ا»ست
گو یکی گردند خلقت از برای قتل من
قامتم تنها برای خالق یکتا دوتـاست
آب را بر روی ما بسته نمی‌داند عدو
حنجر ما تشنـۀ آب دم تیغ بـلاست
وصل جانان از دم شمشیر می‌آید به دست
این همان معنای رمز «البلاء�? ل�?لولا»ست
"میثم" این مصراع را با خط خون باید نوشت
رأس ما از تن جدا شد، دوست کی از ما جداست؟

                             حاج غلامرضا سازگار

                                        با تشکر از پایگاه اطلاع رسانی مدایح
ای همه پیغمبران! کنید از جا قیـام

نهید رو بـا شع�?، بـه بیت خیرالانـام

همه به ذکر و دعا، همه به عرض سلام

که روی دست نبی، حسین دارد مقـام

مسیح در هر ن�?س، کلیم در هر کلام

زنند دم از حسین، بـه اشتیاق تمـام

شب سرور خداست جهان پراز این نداست

ظهور نورالهداست حسین روحی �?داست

جهان اسلام بود، در آرزوی حسین

رسول اکرم زند، خنده به روی حسین

«ام‌ابیها» کشد شانه به موی حسین

گشوده شیرخدا دیده به سوی حسین

گر�?ته دین آبرو ز آبروی حسین

نهند پیغمبران جبین به کوی حسین

حسین«�?وزالعظیم» حسین«نورمبین»

حسین«عین الحیات» حسین«حق الیقین»

نهاد پـا در جهان امـام ع�?ـو و کرم

ز مقدمش آمده مدینه رشک�? ارم

صورت زیبای او سورۀ نون و القلم

به آبرویش قسم به خاک کویش قسم

که ما نبودیم و او به ملک دل زد قدم

به هر دلی ساخته، خدا بر او یک حرم

حسین یار دل است گل بهار دل است

به مهر او دلخوشم که عشق کار دل است

ن�?س از او، دم از او، نشاط از او، غم از اوست

او ز رسول خدا، رسول اکرم از اوست

تمـام او از خدا، تمـام عالم از اوست

حیات عالم از او، نجات آدم از اوست

حسین خود قلب ماست،قلوب ما هم از اوست

منم که تا روز�? هست تمام هستم از اوست

قعـود یعنی حسین قیام یعنی حسین

سجود یعنی حسین سلام یعنی حسین

حسین بی یار نیست، خلق جهان یار اوست

بـه اوج آزادگی، خلق گر�?تار اوست

کلیم مدهوش او، مسیح بیمـار اوست

تمام هست خدا، متاع بـازار اوست

به آن حسینی که حق تکیه به دیوار اوست

هر که حسینی شود خدا خریدار اوست

سبزی گلزار دین ز سرخی خون اوست

قیام مدیـون او نمـاز مرهون اوست

بـار�? غم�? امتـی، هماره بـر دوش او

به سیر معراج خون، زخم بدن توش او

پیام بی جبرئیل ز دوست در گوش او

زخم سر نیزه‌ها نیش مگو، نـوش او

هماره بوده است و هست شیعه ک�?ن پوش او

میا�� آغوش خون خدا هم آغـوش او

گلو شده چاک‌چاک بدن شده پوست‌پوست

ز هر رگ حنجرش ندا دهد دوست،دوست

الا که جان پیشکش در این ولادت کنیم

به مکتب خون مرور درس شهادت کنیم

همه چو «�?طرس» بر او عرض ارادت کنیم

از این ولادت به خلق، سزد سیادت کنیم

خاک درش را ز م�?هر، م�?هر عبادت کنیم

ز خاک یـاران او کسب سعادت کنیم

وعدۀ ما با حسین عروج ما تا حسین

سرود ما ذکر ما دعای ما یا حسین

حسین تا روز حشر، رهبر آزادگی‌است

خون جوانان او جوهر آزادگی‌است

خاک شهیدان او مظهر آزادگی‌است

قامت عباس او محور آزادگی‌است

قتلگهش تـا ابـد سنگر آزادگی‌است

پیکر صد چاک او منظر آزادگی‌است

پیرو او کیست؟ کیست؟ کسی که آزاد زیست

بنـدۀ درگـاه او جز به خدا بنده نیست

تو کیستی؟ یا حسین! خدای را مظهری

تو شمع جمع وجود، تو روح پیغمبری

تو با سرت نوک نی ز خلق عالم سری

تو کل�? اسلام را چـو روح در پیکری

تو خلق را تـا ابـد، چراغ روشنگری

تـو در جلال و شر�? محمد�? دیگری

زخم بـدن سورۀ تَبارَکت یـا حسین

خلعت�? ثـاراللهی مبارکت یـا حسین

خون شهیدان تو، خون تو خون خداست

قسم به ذات خدا، خدا تو را خونبهاست

غریبی و عالمی بـا هد�?ت آشناست

قبر تو در قلب ما مهر تو در خون ماست

سینۀ مجروح ما قطعه‌ای از کربلاست

حنجرۀ ما پـر از زمزمۀ نی نـواست

تویی که خلق خداست دست به دامان تو

"میثم"بی‌دست و پاست دست به دامان تو

             حاج غلامرضا سازگار

                   با تشکر از پایگاه اطلاع رسانی مدایح
به هر طر�? نگری جلوه ی جمال خداست

ادب کنید که میلاد سید الشهداست

گر�?ته ختم رسل روی دست آینه ای

که در صحی�?ه ی او صورت خدا پیداست

به مصح�? رخ او با وضو نگاه کنید

که نقطه نقطه آن جای بوسه ی زهراست

شکوه داوری و صورت محمدی اش

دل از رسول خدا می برد زبس زیباست

رسول و حیدر و زهرا دهند دست به دست

به خنده خنده گلی را که بلبلش طاهاست

هنوز نامده بگر�?ت دست �?طرس را

که دست گیری از پا �?تادگان با ماست

طلب کنید زمعبود هرچه می خواهید

که مستجاب در این لیلی شری�? دعاست

به بیت وحی چراغ هدایتی تابید

که روشنایش ا�?زون ز وسعت دنیاست

به منکران ش�?اعت بگو نگاه کنید

ش�?یع بر روی دست ش�?یعه ی دو سراست

خدا به ختم رسل کشتی نجاتی داد

که پیش وسعت او گم هزار ها دریاست

در انبیا و رسل در ائمه تنها اوست

که خاک تربتش از بهر درد خلق دواست

رسول گ�?ت حسین از من است و من زحسین

نبی حسین و حسین اش همان رسول خداست

چه دیدنیست به بوستان سبز وحی گلی

که نقش بوسه ی پیغمبرش ز سرتا پاست

به شهریاری عالم مقام خود ندهد

کسی که پشت درخانه ی حسین گداست

به صبح سوم شعبان ولادت اول

��لادت دگرش ظهر روز عاشوراست

نوشته اند ز خونش به ص�?حه تارخ

که هرکه در ره حق شد �?نا بقای بقاست

خدا گواست غلام سیاه چهره ی او

به خیل چهر س�?یدان روزگار آقاست

حسین کیست چراغ هدایتی که از او

همیشه روشن ه�?تاد دو چراغ هداست

نسیمی از حرمش گر گذر کند به جهیم

جهیم اگر ب�?روشد به خلد ناز ، به خود ناز رواست

این حسین کیست چراغی که مح�?ل نورش

تنور و مقتل و نوک سنان و تشت طلاست

وضی�?ه ی همه انبیا به دوشش بود

گذشت از سرو از جان کرد قامت راست

                              شاعر؟؟؟

                                   با تشکر از برادر عزیز مهدی محمدی
اي دلنواز قاري قرآن خوش آمدي

در بيت وحي با لب خندان خوش آمدي

اي العطش ترانه ي قبل از ولادتت

مادر �?دات با لب عطشان خوش آمدي

اي تشنه! شير مادرت از غصه خشك شد

از بس كه بود صوت تو سوزان خوش آمدي

گريه مكن كه كشته اشك خدا شدي

خون خدا ! به جمع شهيدان خوش آمدي

اشك تو از تلاطم درياست بيشتر

اي آشناي ابر بهاران خوش آمدي

ميلت لبن زدست پيمبر مكيدن است ؟

اي جرعه نوش ختم رسولان خوش آمدي

اينجا مدينه است سر آغاز كربلا

شش ماهه ! آمدي ؟ چه شتابان ؟ خوش آمدي

اينگونه كه تو سر زده از ره رسيده اي

گويا حديث غربت مادر شنيده اي

درياي رحمتي كه به آيات گ�?ته اند

چشمان تست جان روايات گ�?ته اند

طو�?ان ترن�?مي ز ن�?سهاي گرم تست

اين را يكي زخيل كرامات گ�?ته اند

چشم طمع به دست كريم تو بسته اند

آنانكه از بضاعت مزجات گ�?ته اند

صدها هزار حور و ملك مدحت ترا

با صد هزار �?خر و مباهات گ�?ته اند

آئينه را مقابل بابا گذاشتي

وقتي سخن زمومن و مرآت گ�?ته اند

پيش از �?َياس�?يو�? خ�?ذيني به محضرت

شمشيرها سلام ملاقات گ�?ته اند

آنانكه با نواي تو پيمان گذاشتند

لبيك تو به نغمه ي هيهات گ�?ته اند

اي عالمي �?داي تو لبيك يا حسين

گويد به تو خداي تو لبيك يا حسين

تو كوه نور را به تماشا كشيده اي

موسي و طور را به تماشا كشيده اي

بايد حديث عشق تو �?هميد و جان سپرد

درك و شعور را به تماشا كشيده اي

از بس نبي به غبغب تو بوسه بوسه زد

جشن و سرور را به تماشا كشيده اي

استادگي كوه ز اوج وقارتت

مجد و غرور را به تماشا كشيده اي

 با استقامتي كه تو داري به راه عشق

قلب صبور را به تماشا كشيده اي

هر كس تو را شناخت خدا را شناخته

درک و حضور را به تماشا کشیده ای

بعد از پدر وجود امامان ز نسل تست

صبح ظهور را به تماشا كشيده اي

تو با ش�?اي �?طرس بشكسته بال وپر

غلمان و حور را به تماشا كشيده اي

با قطره هاي آب ز دست مباركت

چشمان كور را به تماشا كشيده اي

نجوايت از حبيب مسيحي دوباره ساخت

تا ن�?خ و صور را به تماشا كشيده اي

بي خود نبود محرم اسرار شد زهير

رمز عبور را به تماشا كشيده اي

با روضه ات قيامت كبرا بپا مكن

شور و نشور را به تماشا كشيده اي

اي هم اراده ي تو خدا يابن بوتراب

توحيد نيست از تو جدا يابن بوتراب

اي آبشار چشم غزل يا اباالعطش

وي اعتبار صبح ازل يا اباالعطش

نو شانده اي به لشكر خود روز تشنگي

شيرين تر از شراب عسل يا اباالعطش

حبَ تو هم پياله ي حبَ خدا حسين

اي تشنه ات تمام ملل يا اباالعطش

شش ماهه ي تو ساقي آب حيات شد

وقتي چشيد طعم بغل يا اباالعطش

ط�?ل رضيع سخت تر از ذوال�?قار شد

وقتي رسيد روز عمل يا ابا العطش

سقَاي تو به تيغ امان نامه كشته شد

اين شرم داشت ه�?رم اجل يا ابالعطش

آخر به روي ماه امان نامه مي زنند؟

ماه حرم کجا و دغل یا ابالعطش

اي اكبرت پيمبر اعظم به كربلا

احمد نداشت اين همه يل يا اباالعطش

گر زينب تو آينه ي �?اطمي نبود

بودي تو بي شبيه و بدل يا اباالعطش

بي پنج تن مباهله ات با ص�?ا نبود

آورده اي مثل به مثل يا اباالعطش

اين كو�?يان همان سپه نهرواني اند

دارند بغض روز جمل يا اباالعطش

ای دجله و �?رات عطشناک حنجرت

آب حيات مانده ز امساك حنجرت

زيبا ترين ترانه دم نينواي تو

قالوا بلي همان شر�? كربلاي تو

نجواي استغاثه ات آهنگ نوحه داشت

وقتي رسيد سينه زن خيمه هاي تو

تو يك تنه تمام طنين ولايتي

قرآن نشسته با همه عترت به پاي تو

بي عشق تو بهشت خدا �?لس�?ه نداشت

احيا گر ولاي علي شد ولاي تو

دين خدا بدون تو بي سرنوشت بود

اي تا بهشت دين خدا مبتلاي تو

دين خدا كه تكيه گهش نيزه ي تو بود

احيا شد از غريب ترين روضه هاي تو

از ساربان ناقه ي بي ساربان مپرس

شد تازيانه قاتل نام و صداي تو

بي خود نبود بر همه اعضات بوسه ر�?ت

تكثير شد به كرب و بلا دست و پاي تو

تيغ ستم گلوي تو را شرحه مي كند

جاري است در گلوي تو خون خداي تو

در خون خويش غسل شهادت كني حسين

اي بي ك�?ن �?داي تو و بورياي تو

روز ولادتت به تن تو حرير بود

روز شهادتت ك�?ن تو حصير بود

                                     محمود ژوليده

                        با تشکر از برادر عزیز مهدی محمدی

با سلام و عرض ادب :

دوستان شما میتواتید از طریق ایمیل این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید با ما در ارتباط باشید.