برای روضه نشستیم و روضه خوان آمد

صدا گرفته و غمگین و ناتوان آمد

نشست و گفت سلامٌ علیکَ یا عطشان

سلام حضرت لب تشنه روضه خوان آمد

سلام حضرت شیب الخضیب، مقتلها

نوشته اند چه بر روزگارتان آمد

نوشته اند مقاتل که ظهر روز دهم

چه روضه ها که از این داغ بر زبان آمد

سه سیب را سه هدف را سه تیر کافی بود

سه بار حرمله هربار با کمان آمد

نوشته اند که شاهی ز صدر زین افتاد

اگر غلط نکنم عرش در فغان  آمد

نوشته اند مقاتل که عصر عاشورا

بلند مرتبه ای خسته ، نیمه جان آمد

بلند مرتبه شاها ! همین که افتادی

بریده باد زبانم ولی سنان آمد

بلند مرتبه شاها ! همین که افتادی

به قصد حنجره ات شمر همچنان آمد

بلند مرتبه شاها ! همین که افتادی

میان هروله زینب دوان دوان آمد

یکی به دشنه تو را زد یکی به نیزه ولی

یکی به قصد تبرک عصازنان آمد

هنوز داخل گودالی و تنت بر خاک

رسید خولی و در دشت بوی نان آمد

برای بردن انگشتر غنیمتی ات

همین که غائله خوابید ساربان آمد

محمد ناصحی

با سلام و عرض ادب :

دوستان شما میتواتید از طریق ایمیل این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید با ما در ارتباط باشید.