كنار بستر خونين تو نشسته علي

كنار صورت پر چين تو نشسته علي

دوباره مثل همان روز دست بسته شده

و مثل پهلوي پاكت علي شكسته شده

بيا و لط�? كن و با علي تكلم كن

به خنده هاي مليحت به من ترحم كن

ميان اين دو سه ه�?ته چقدر پير شدي

ز مرتضاي غريبت چه زود سير شدي

ن�?س ن�?س زدنت طاقت مرا برده

كبودي بدنت طاقت مرا برده

چرا نماز شبت را نشسته مي خواني

چرا تو مثل نهالي شكسته مي ماني

زبس كه گريه امانت بريده زهرا جان

تو حر�? مي زني اما بريده زهرا جان

زچهره تو هويداست ر�?تني هستي

به قول مردم كوچه نماندني هستي

كجا به اين عجله همسر جوان علي

كجا به اين عجله يار نيمه جان علي

                                  محمد مهدي روحي

با سلام و عرض ادب :

دوستان شما میتواتید از طریق ایمیل این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید با ما در ارتباط باشید.