به مناسبت دهه مبارک فجر

امام ، آن كه دلش چشمه سار معنا بود

تمام زندگی اش یك قیام زیبا بود

نگاه شرقی او چلچراغی از رؤیا

به سقف شب زده ی مشرق معما بود

دلش مترجم آواز روشن خورشید

لبش مُفسر لبخند صبح فردا بود

دو چشم روشن او یك دوبیتی زیبا

درون دفتر احساس سرخ گل ها بود

دلش انار ترَك خورده ی پر از آتش

گدازه های دلش دانه دانه پیدا بود

تمام زندگی اش بوی سادگی می داد

كسی به سادگی او نبود ، آیا بود ؟

دوباره آمد و آیینه را تبسم كرد

امام آینه های بهار سیما بود

کسی به پینه ی دستان ما نمی خندید

امام - حامی ما پا برهنگان - تا بود

قسم به چشمه ز چشمان او نشد سیراب

دلم كه عاشق آن بیكرانه دریا بود

شبی تمام دلش جذب نور مطلق شد

غروب او چو طلوعش قشنگ و زیبا بود

رضا اسماعیلی

عشق بود و جبهه بود و جنگ بود
عرصه بر گُردان عاشق تنگ بود
هر که تنها بر سلاحش تکیه کرد
مادری فرزند خود را هدیه کرد
در شبی که اشکمان چون رود شد
یک نفر از بین ما مفقود شد
آنکه که سر دارد به سامان می رسد
آنکه که جان دارد به جانان می رسد
دیده ام ، دستی به سوی ماه رفت
بی سر و جان تا لقاءالله رفت
زندگیمان در مسیر تیر بود
خاک جبهه ، خاک دامنگیر بود
آنکه خود را مرد میدان فرض کرد
آمد از این نقطه طی الارض کرد
هر که گِرد شعله چون پروانه است
پیکر صدپاره اش بر شانه است
تن به خاک و بوی یاسش می رسد
بوی باروت از لباسش می رسد
دشمن افکنهای بی نام و نشان
پوکه ی خونین شده تسبیحشان
کار هرکس نیست این دیوانگی
پیله وا می ماند از پروانگی


افشین مقدم

با سلام و عرض ادب :

دوستان شما میتواتید از طریق ایمیل این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید با ما در ارتباط باشید.